نقد فتاوای آقای صانعی

چگونه در برابر تعرض به احکام الهی سکوت کنیم؟

وی خاطر نشان کرد: آیا ما خود را سرباز امام زمان (عج ) بدانیم و در حوزه آن حضرت باشیم و ببینیم این چنین به احکام الهی تعرض شود و باز سکوت کنیم؟ چگونه ساکت باشیم و ببینیم فتوا بدهند و به آن افتخار هم بکنند که: فرزند خوانده محرم می‌شود، و وقتی محرم شد و پدر و مادر جعلی حکم پدر و مادر حقیقی یافتند قهراً ارث هم می‌برد و تمام احکام فرزندی هم بر آن مترتب می‌شود. علاوه بر آن چه رسماً در سایت‌های مربوط به آن‌ها آمده و به عنوان جواب استفتا نقل شده است شخصی نقل کرد که با دفتر پاسخگویی او تماس گرفته شد، گفتند: "اگر فرزند خوانده فقط مدتی در منزل انسان بماند، همین حکم جاری می‌شود " در سایت این گونه اعمال را نیکی و احسان به دیگران و مستحب دانسته است، ما ندیدیم حتی اهل قیاس و استحسان هم چنین فتوایی داده باشند، چگونه می‌توانید به خودتان جرأت و جسارت بدهید که با قرآن کریم ـ آن هم نه یک آیه بلکه چندین آیه قرآن ـ در افتید و بر خلاف این تعداد آیات قرآن فتوا بدهید.

عضو فقهای شورای نگهبان تاکید کرد: مگر قرآن نفرمود: " و ما جعل ادعیائکم ابنائکم ذلکم قولکم بافواهکم " "و فرزند خواندگانتان را فرزندانتان نساخت. " تا آن که می‌فرماید: "ادعوهم لآبائهم " "فرزند خوانده‌های خودتان را با اسم پدران اصلی‌شان بخوانید... " و در آیه مربوط به اظهار هم فرمود: "ان امّهاتهم الاّ اللائی ولدنهم " المجادله، آیه2 یعنی مادران آن‌ها نیستند مگر زنانی که آن‌ها را زائیده‌اند.

آیت‌الله مدرسی یزدی با اشاره به قضیه "زید بن حارثه " فرزند خوانده پیامبر (ص) تصریح کرد: "زید بن حارثه " مدت‌ها بود که فرزند خوانده آن حضرت بود تا جایی که مردم گفتند زید بن محمد (ص) و بعد آیه نازل شد که چنین نگوئید؛ بلکه "ادعوهم لآبائهم " یعنی پسر خواندگان را به پدرانشان بخوانید. علاوه بر آن، بعد از طلاق، پیامبر (ص) با همسر سابق زید ازدواج کرد تا معلوم شود که "فرزند خوانده " فرزند نیست، و با زن "فرزند خوانده " می‌توان ازدواج کرد. مگر قرآن کریم نفرمود: "و لا یبدین زینتهتنّ الاّ لبعولتهنّ أو آبائهنّ و آباء بعولتهنّ أو ابنائهنّ او... " وقتی مطابق این آیه کریمه، زن نمی‌تواند زینتش را به "فرزند خوانده " آشکارا نشان بدهد ـ چون داخل در مستثنی منه است ـ پس چگونه "فرزند خوانده " محرم شود.

این استاد حوزه با اشاره به اینکه باز مگر قرآن کریم آمده: "یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظّ الا نثیین " پس بر چه اساس فتوایی بدهند که در نتیجه آن، "فرزند خوانده " هم از نا پدری و نا مادری و... قهراً ارث ببرد؟ در حالی که ارث، مال اولاد و کسانی است که قرآن و سنّت از آن‌ها نام برده است. به علاوه، نه تنها فتوای مذکور خلاف آیات فوق است؛ بلکه خلاف حکم شرعی مسلّم حرمت غصب است؛ زیرا در صورتی که "فرزند خوانده " بر اثر انتساب به غیرِ والدینش ارث ببرد، باید از سهم سایر ورّاث کم شود تا سهمی هم ظالمانه به فرزند خوانده برسد.

وی افزود: عجیب است که برای چنین فتوایی که تا این حد مخالف با قرآن کریم و منافی با شرع است هیچ استدلالی هم ارائه نکرده، جز تمسّک به قاعده حرج، می‌گوید دلیل و مستند این فتوا رفع حرج است. چه حرجی در اینجا وجود دارد؟ خوب، اگر واقعاً حضور فرزند خوانده، این قدر برای کسی موجب حرج باشد، چه حق شرعی دارد با علم به گرفتار شدن به گناه اقدام به چنین عملی کند؟ شما می‌دانید حتی "اضطرار به گناه به واسطه سوء انتخاب " رافع استحقاق عقاب نیست، چه رسد به حرج خیالی، بعد از آن که حکم فعلیت پیدا کرد، اضطرار به گناه و امثال آن که به واسطه سوء اختیار حاصل شود، غیر از تغییر موضوع است.

آیت‌الله مدرسی یزدی در ادامه تصریح کرد: چنین کسی می‌تواند دنبال آوردن "فرزند خوانده " نرود و فرزند خوانده نیاورد. اصلاً چه اشکالی دارد که واقعیت قضیه را برای فرزند خوانده بازگو کند؟ مگر چه اتّفاق ناگواری می‌افتد؟ مگر حکم خداوند در "فرزند خوانده " برای خود پیامبر اکرم (ص) طبق معیار شما حرجی نبود؟ چگونه در طول قرنها بسیاری از مسلمانان از فرزند خوانده نگهداری می‌کردند و حرج در کار نبود و احساس حرج نکردند و هیچ فقیهی برای رفع حرج چنین فتوایی نداد، وقتی در جواب استفتاء این گونه اعمال را احسان و مستحب می‌داند انسان به یاد آن کس می‌افتد که دزدی می‌کرد و آن را صدقه می‌داد که ثواب ببرد، مگر با فعل حرام می‌توان تحصیل ثواب کرد؟ با قاعده حرج ـ اگر واقعاً حرج در کار باشد و راه برون رفت نداشته باشد.

وی گفت: نهایت چیزی که می‌توانید ادعا کنید این است که در مواردی که حرج هست، فقط به مقداری که رفع حرج شود حکم برداشته می‌شود. اگر به زعم شما اعلام فرزند خواندگی موجب حرجی شود که چندین حکم مسلّم قرآنی را بردارد، دیگر به راحتی هرکس به این اندازه احساس حرج کرد می‌تواند از حلال و حرام خداوند حتی با چنین درجه از اهمّیت چشم پوشی کند.

بدعت‏گذار باید به مردم معرفی شود

آیت‌الله مدرسی یزدی تصریح کرد: متأسفانه با سکوت آقایان، کسانی این گونه خودشان را مرجع می‌خوانند و از سوی انگلیس، آمریکا و منحرفین مورد حمایت رسمی یا غیر رسمی قرار می‌گیرند و بعد هم که آن‌ها را حسابی بالا بردند می‌گویند: مقام مرجعیت نباید ضربه ببیند، آخر کدام مرجعیت؟ این چه مرجعی است؟ آیا معنای مرجعیت با بدعت گذاری در دین و نادیده گرفتن دستورات و احکام قرآن کریم تفاوت ندارد؟ آیا طبق روایت پیامبر اکرم (ص) نباید از مثل چنین افرادی اظهار برائت شود؟ بدعت‏گذار باید به مردم معرفی شود و نباید اجازه داد هر کاری که بخواهند، انجام دهند. شگفتا که برخی گفتند: "این روش بر خورد، سابقه نداشته است " این چه سخنی است؟ سیره ائمه (ع) همین بوده است. آنچه درباره "مغیرة بن سعید "، "ابی الخطاب "، "شلمغانی " و... از ائمه (ع) وارد شده، نزدیک به همین باب است. با رجوع به کتب رجال و تراجم حتی نسبت به زمان‌های بسیار نزدیک احساس چنین مسئولیتی را در علماء ربانی خواهید یافت.

 

در همین راستا جمعی از استادان و فضلای حوزه علمیه قم در زمینه مرجعیت آقای صانعی از جامعه مدرسین سئوال نموده اند، درمتن سئوال مطرح شده از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آمده است:

لینک اصلی
بسمه تعالی
جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم
سلام علیکم
مرجعیت شیعه خورشید پر فروغی است که در قرون متمادی همواره پشتیبان اسلام و خط راستین اهل بیت(علیهم السلام) بوده است. این مسئولیت خطیر همواره شایسته‌ی مردانی بوده است که واجد شرائط شرعی مذکور در روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) باشند. نظر به اهمیت این موضوع و با توجه به پرسشهای مکرّر هموطنان درباره‌ی مرجعیت آقای حاج شیخ یوسف صانعی خواهشمند است آن جامعه محترم که همواره مرجع تشخیص این موضوع بوده، نظر خود را درباره‌ی مرجعیت ایشان اعلام فرمایند.
با سپاس جمعی از استادان و فضلای حوزه های‌ علمیه

پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
2

 

راستش  وقتی آدم این  رو می خونه احساس می کنه  به شرط چلو خورش خوردن  زیر یه سقف آدم ها به هم محرم می شن . بعد سوال پیش میاد حضرترسول قبل از بلوغ تو خونه ی حضرت ابوطالب بزرگ شد و همینطور  حضرت  امیر  ع تو خونه ی پیامبر  ص پس همه جوره به هکم محرم بودن و ... هزارتا سوال دیگه ؟۱

 

فکر می کنم خوبه در تقلید ببینیم کسی که به عنوان مرجع انتخاب کردیم ارزش تقلید داره یا اصلا بهتره شانیت عقل و شعورمون رو حفظ کنیم و بگیم ما کلا تحمل رعایت احکام رو نداریم نه اینکه با تقلید از هر فتوای بی پایه و اساسی همه چیزمون رو زیر سوال ببریم .

 

البته این نظر منه : یا مسلمون نباشیم یا پای همه چیزش بایستیم . ما برای سلامت جسمی فرزند خونده هامون سراغ بهترین دکتر کودکان رو می گیریم . برای تایییدیه ی اولش سراغ ازمایش ها و ... رو می گیریم . برای تخت و کمد و شیشه شیر و ... دنبال برند های برتریم . برای دینش اگه بهترین و سخت گیر ترین مرجع رو انتخاب نمی کنیم بهتر نیست یه حد وسط انتخاب کنیم ؟

البته اصل حکم آقای صانعی به صراحت فرزند خونده رو محرم اعلام نکرده و این می تونه دو معنا داشته باشه یکی اینکه ایشون می دونه بیان چنین حکمی به صراحت با صریح قرآن و سنت در تعارضه و دیگه اینکه خواننده ها برداشت غلطی از حکم ایشون داشتن که خوب یعنی بر اساس نظر ایشون هم فرزند خوانده به صرف فرزند خوانده شدن محرم والدین نمی شه . در هر صورت به نظرم این فتوایی نیست که بی تحقیق و تفحص بشه بهش عمل کرد .

 

/ 6 نظر / 470 بازدید
مامان باده

مراجع محترم شیعه خودشان هم می دانند که نمی توانند مرجعیت را از کسی بگیرند و یا مرجع جامع الشرایطی را خلع نمایند. در ضمن شما که فرد متدینی هستید, دقت کنید دینتان را به دنیا نفروشید. اقای مدرسی اختلافات سیاسی را وارد این مبحث نمودند. و الا مقلدان اقای صانعی خودشان بهتر از همه مقام ایشان را ارج می نهند. ایت الله صادقی تهرانی هم پیش از ایت الله صانعی مشابه همین امر را فتوا داده. منتهی ایشان دو یال است که فوت شده اند. شما هم مقلد هر که هستید نظرتان محترم, اما اینجا بسیار به ابن مرجع عالیقدر توهین شد. من شرمنده شدم به خاطر مطالب ابی رنگ.

مگنولیا

شمیم عزیز نمیخوام بگم خیلی مومنم ولی دین و دستورات خدا برام خیلی مهمه. موقعی که پسرم رو اوردیم تا 4-5 ماه ذهنم به شدت درگیر قضیه محرمیت بود همش به خواهرم التماس میکردم دست به کار شن و یه بچه به خاطر من بیاره تا به واسطه شیرش محرمم بشه بعد که دیدم تلاشم بی فایده اس همش دعا میکردم که خدا عمرم رو به اندازه ای کوتاه کنه که این بچه رو به سن بلوغ برسونم .خدا میدونه ذهنم به شدت درگیر بودکه شبی خوابی دیدم که نور زیبایی میتابید و صدایی در جانم نشست که نترس و نگران نباش. این خواب به حدی زیبا بود که حاضر بودم تمام عمرم رو بدم ولی برای همیشه تو اون حالت بمانم. بعد اون خواب دیگه اروم شدم به این قضیه فکر نمیکردم که دست بر قضا یکی از بزرگترین معجزهای خدا برام اتفاق افتاد و من حامله شدم کلی خوشحال شدم وقتی دخترم به دنیا اومد پسرم دو سال و پنج ماه داشت ولی هنوز شیرخشک میخورد راستش تمایلی برای گرفتن سینه ام نشون نمیداد من هم میترسیدم چون عادت گاز گرفتن داشت تصمیم گرفتم شیرم رو بدوشم و بهش بدم خدا میدونه با چه رنج و درد و سختی اینکار رو میکردم چون شیر خودم خیلی کم بود و به زور سیر دخترم میکرد ولی به زور 16 بار بهش شیر دادم منته

مگنولیا

خیلی وقتها هام نمیخوردش تشخیص میداد طعمش با شیر خودش فرق داره شاید گاهی یکی دو میک میخورد و دیگه لب نمیزد و من مجبور میشدم شیری که هر قطره اش رو با بدبختی دوشیده بودم دور بریزم. یه چند ماهی گذشت و من یه جایی خوندم محرمیت مال زیر دو ساله. ایمیل به دفتر رهبری دادم چون مرجع ما ایشون هستن و ایشون هم همین رو تاکید کردن. باز دوباره غصه به سراغم اومد و به جای شکر خدا گفتم خدایا تو که لطف داشتی به من حداقل پسر میدادی و همون شب خواب بدی دیدم که هیچی ازش یادم نمیاد فقط میدونم با صدای گریه خودم بیدار شدم بعدش توبه کردم و تصمیم گرفتم به این موضوع اصلا فکر نکنم در هر صورت هیچکدوم از کارهای خدا بی حکمت نیست و مسلما خدا عالم و اگاه و بینا به بنده هاشه. دوست گلم نمیدونم چرا این موقع شب خاطرات دفن شده ذهنم رو برات نوشتم . شاید چون از یه طرف اگه قراره خانواده امین باشیم باز تموم اون خاطراتم راجع به محرمیت زنده شد. از یه طرف دوست دارم این کار رو بکنیم از یه طرف دیگه نمیخوام با احکام خدا بجنگم. دوباره ذهنم درگیر شده تو شهری که مردمش اگه بدونن دختری با پدرش محرم شده هزار جور برامون حرف درست میکنن اون هم نه به خاطر خودمون بلکه

مگنولیا

به خاطر اون فرشته معصوم. وقتی برا انجام این کار به قران استخاره زدم این ایه اومد مومنان کسانی هستند که نه اندوهی از گذشته دارن و نه ترسی از اینده. این ایه رو به فال نیک گرفتم ولی میدونم که من مومن نیستم چرا که ترس هایی بهم غلبه کردن که ذهنم رو اشفته میکنن. مثل همیشه به خدا توکل میکنم از شما دوستهای گلم هم میخوام برام دعا کنید تا عاقبت به خیر بشیم . و در اخر شمیم جان بهترین کاری رو که خدا میپسنده در مورد محرمیت برام بنویس تا همون کار رو انجام بدم. دوستدار همیشگی شما....

مگنولیا

شمیم جان سلام شنبه رفتیم قرار بود یه دختر 12 ساله ببینیم که وقتی دیدیمش 17 سالش بود سیکلش رو هم گرفته بود به نظر دختر خیلی خوبی میومد ولی موقع برگشت به بهزیستی بهشون گفتیم قرارمون بچه زیر 12 سال بوده بعد اونا گفتن میخواستیم این دختر داخل خانواده بره تا به خواست خدا بتونه ازدواج موفقی داشته باشه چون عملا بودن در مرکز باعث نابودی ایندهاش میشه. و بعد گفتن یه پسر مبتلا به فلج مغزی یا cp دارن رفتیم اونم دیدم طفلکی 7 سال بیشتر نداشت هوش عالی داشت ولی قسمت چپ بدنش فلج بود خدایی خانم مسئول اونجا براش سنگ تمام گذاشته بود چندین عمل سخت روش انجام گرفته بود ولی به شدت نیازمند مراقبت بود و یکی باید از صبح تا شب در بست در اختیارش میبود راستش محبتش تو دل منو همسری خیلی افتاد اونام گفتن بعد از عمل اخرش میتونند بهمون بدنش منتها من باید اموزش لازم رو ببینم تنها مسئله اساسیش مدرسه رفتنشه که باید یکی دائم مراقبش باشه و تو مدرسه همراش بمونه مخصوصا بعد مسافتی دستشویی مدرسه با کلاسهاست. اومدیم خونه انقدر ذهنم مشغول بود که انگار تو اسمون دارم راه میرم نمیدونم چیکار کنم اونام گفتن بین این دو تا یکی رو انتخاب کنم راستش با وجود دو تا

مگنولیا

بچه کوچیک نمیدونم میتونم اینکار رو بکنم یانه میترسم از پسش بر نیام یا خدای نکرده ظلمی بهش نشه چون پسرم امسال میره پیش دبستانی و دخترم امروز 3 سالش میشه مسئولیت این دوتا و کار خونه .....نمیدونم چیکار کنم از یه طرفم خودم هنوز 33 سالم تموم نشده میتونم برا یه دختر 17 ساله مادری کنم؟ یه وقتایی یه فکری به سرم میزنه که هردوشون رو بیارم اگه اون دختر بتونه تو کارا کمکم کنه از پس اون کوچولو هم برمیاییم و بعد میگم خودخواهیه در مورد یه ادم اینطور فکر کنم شاید اون اصلا نخواد از بچه ها مراقبت کنه به هر صورت اون هم برا خودش یه سری علایق و نیاز داره. امروز انقدر فکر کردم مخم هنگ کرده تصمیم گرفتم بدم به یه ادم مومن با ایمان برام استخاره بگیره قراره فردا شب بین نماز مغرب و عشا اینکار رو بکنه. شمیم جان میبخشد با حرفام سرت رو درد میارم ولی راستش هیچ کس رو برا درد دل ندارم و تصمیم گرفتیم تا قطعی نشدن این قضیه از بقیه پنهون باشه. تو رو خدا برام دعا کن هرچی خیر و صلاح ما و اون بچه هاست و رضای خداست پیش بیاد. فرشته هات رو ببوس