به بهانه ی پخش سریال بی قراری 2

ببخشید که همتون رو ناراحت کردم .

این پست رو به خاطر یکی از دوستای وب فرزند خوانده گذاشتم .

می خواستم ظرفیت خودمون رو بسنجیم .

اینجا اون بخش ماجرا بود که ما خودمون رو به عنوان تنها مادر فرشتمون باور کردیم . کاری که باید بکنیم .

اما در یه گوشه از دنیا شاید حقیقت دیگه ای وجود داشته باشه . کسی که خودش رو مادر یا پدر فرشته ی ما می دونه

و یه انسان که می خواد هویتش رو بشناسه و شاید یه علقه ی ناخود آگاه به اصلش داره .

یه انسان که ترجیح می ده با مادر فقیری زندگی کنه که اون رو به دنیا آورده نه با منی که براش همه ی امکانات رو فراهم کردم .

یه  امانت که من بهش حس مالکیت پیدا می کنم .

نمی دونم حق با کدوم ماست فقط می دونم که من این فرشته رو از خدا به امانت می گیرم و پافشاری برای پس ندادن امانت به صاحبش ...

از خدا می خوام کمکم کنه هیچ وقت در ادای امانت کوتاهی نکنم چه برسه به خیانت .

به خاطر دوستای خوب و مهربونم این قصه رو همینجا تمومش می کنم .

پایان

/ 2 نظر / 28 بازدید
آغوشی برای گریه

ممنون عزیزم مطالبتون عااااالی بود.دعا کن خدا بهترین راهو جلومون بذاره .حتما یه حکمتی تو کاره حتما.

هانی

سلام شمیم خانم. اول اینکه از خداوند میخام هرچه زودتر فرشتتونو بهتون برسونه دوم از راهنمایی های شما واقعا ممنونم با اجازه لینکتون میکنم تا از وب شما هم بهره ببرم.[گل]