خانه ی ما خانه ی فرشته ها شد .

در اتاق خوابم رو بستم و اینترنت و ... هم تعطیله .

دو تا فرشته

و من در میان انبوهی از کار گیر افتاده ام .

الان منظور روان شناسمون از " بچه های سخت " رو می فهمم .

چقدر خوبه که قبل از اومدن فرشته ها کلی مطالعه و تحقیق و غیره داشتم چون الان اینقدر سرم شلوغه که شاید باور کردنش سخت باشه که توی 9 - 8 روز چند وعده غذا خوردن یادم رفت و یا نرسیدم غذا بخورم .

صبحانه ها تقریبا تعطیله .

وقتی دنیای حقیقی تعطیل شد جایی آیا برای دنیای مجازی می ماند ؟

از همه ی دوستانی که این مدت بهم سر می زدن ممنونم . و هیچ وقت فراموششون نمی کنم ولی با کما شرمندگی دیگه نمی تونم منظم بهتون سر بزنم .

موقع تحویل فرشته ها به یاد همتون بودم آخه دعا به هنگام مادر شدن مستجابه .

فرشته های زمینی